تبلیغات
الموت مدرسه باغدشت - آزمون مدیران با قلیان
 
الموت مدرسه باغدشت
ایران برای همه ایرانیان
                                                        
درباره وبلاگ

روستای باغدشت یکی از روستاهای بسیار زیبا در منطقه الموت استان قزوین است این روستا از زمان حسن صباح رهبر فرقه اسماعیلیه یکی از پایگاه های دیدبانی آن زمان بوده وجود قلعه بیدلان و منطقه برجک بیانگر این ادعای تاریخیست ...مردم این روستا به زبان تاتی سخن می گویند شغل اصلی آنها کشاورزی (شالیکاری در حاشیه رود خانه الموت) شاهرود است ، در سالهای اخیر باغداری، پرورش زنبور نیز رونق پیدا کرده است
وجود رود خانه الموت وجاری بودن آن از وسط روستا علاوه بر رونق کشاورزی باعث پیشرفت باغدشت در ابعاد مختلف شده است... فاصله این روستا تا قزوین از جاده اکبرآباد 56 کیلومتر و از جاده معلم کلایه حدودا" 100 کیلو متر می باشد
جاده بین المللی قزوین الموت تنکابن دقیقا" از روستای باغدشت میگذرد که با وعده مسولین این جاده تا سه سال آینده صدرصد قابل بهره برداری خواهد شد
که با این روند روستای باغدشت به یکی از قطب های توریستی و گردشگری الموت تبدیل خواهد شد.
مدیر وبلاگ : شمس الدین رجبی
نظرسنجی
بنظر شمامطالب این وبلاگ تا چه اندازه برای معلمان و دانش آموزان ابتدایی مفید است








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
http://upload7.ir/images/84075577382879739866.png http://upload7.ir/images/41535826262108173861.png http://upload7.ir/images/72471571189655402957.png

"هیچ بزرگی را نمی توان کوچک کرد و هیچ کوچکی را بزرگ؛ مگر چسپاندن تصویر او روی دیوار حسادت و کج فهمی که آن هم با آمدنِ نخستین بارانِ حقیقت، شسته شده و از بین می رود!"

 

 

آزمون مدیران با قلیان

 

نقل است شاه عباس صفوی، رجال كشور را به ضیافت شاهانه میهمان كرد و به خدمتكاران دستور داد تا در سر قلیان ها بجای تنباكو، از سرگین اسب استفاده كنند. میهمان ها مشغول كشیدن قلیان شدند و دود و بوی پهنِ اسب، فضا را پر كرد اما رجال از بیم ناراحتی‌ شاه پشت سر هم بر نی قلیان پُك عمیق زده و با احساس رضایت دودش را هوا می دادند! گویی در عمرشان، تنباكویی به آن خوبی‌ نكشیده اند!

 

شاه رو به آنها كرده و گفت: «سرقلیان ها با بهترین تنباكو پر شده اند. آن را حاكم همدان برایمان فرستاده است.»

 

همه از تنباكو و عطر آن تعریف كرده و گفتند: «براستی تنباكویی بهتر از این نمی‌توان یافت.»

 

شاه به رئیس نگهبانان دربار، كه پك های بسیار عمیقی به قلیان می زد، گفت: « تنباكویش چطور است؟»

 

رئیس نگهبانان گفت: «به سر اعلیحضرت قسم، پنجاه سال است كه قلیان می كشم، اما تنباكویی به این عطر و مزه ندیده ام!»

 

شاه با تحقیر به آنها نگاهی‌ كرد و گفت: «مرده شوی تان ببرد كه بخاطر حفظ پست و مقام، حاضرید بجای تنباكو، پِهِن اسب بكشید و

بَه‌‌‌ بَه‌‌‌‌‌‌ و چَه چَه كنید.»





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 10 آبان 1396 05:08 ب.ظ
سلام. من وبلاگ خود را استفاده از استفاده از
msn این یک مقاله بسیار نوشته شده است. من مطمئنم که آن را نشانه گذاری کرده ام و به خواندن ادامه خواهم داد
بیشتر از اطلاعات مفید شما. از پستتان ممنونم. من قطعا باز گشتم
سه شنبه 2 خرداد 1396 08:46 ق.ظ
I really love your website.. Great colors & theme. Did you build this site
yourself? Please reply back as I'm hoping to create my own site and would like to know
where you got this from or what the theme is named. Thank you!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:05 ب.ظ
I think this is among the most significant information for me.

And i'm glad reading your article. But wanna remark on some
general things, The site style is great, the articles is really great :
D. Good job, cheers
سه شنبه 29 فروردین 1396 02:39 ب.ظ
great issues altogether, you simply received a new reader.
What might you suggest about your put up that you just made some days in the past?

Any positive?
چهارشنبه 23 فروردین 1396 10:31 ب.ظ
An impressive share! I've just forwarded this onto a co-worker who had been conducting a little research on this.

And he in fact ordered me lunch because I found it for him...
lol. So let me reword this.... Thank YOU for the meal!!
But yeah, thanx for spending time to discuss this subject here on your internet site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر